ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
162
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) يا لوائى براى خود بردارند و به اتفاق اصحاب روى در راه نهاد و با سى هزار نفر از مسلمانان كه ده هزار نفرشان اسب سوار بودند به تبوك رسيد و بيست روز آن جا بود و نماز شكسته مىگزارد و ابو خيثمة سالمى و ابو ذرّ غفارى آن جا به رسول خدا ( ص ) پيوستند . و در اين هنگام هرقل در حمص بود . پس پيامبر ( ص ) در همان ماه رجب خالد بن وليد را با چهار صد و بيست سوار به جانب اكيدر بن عبد الملك به دومة الجندل گسيل فرمود . و اكيدر از قبيلهء كنده و امير ايشان بود و مسيحى بود . و چون خالد به سرزمين او رسيد ، شبى مهتابى بود و او با برادرش حسّان به شكار گاو وحشى از حصن خود بيرون آمده بود . سواران خالد او را در ميانه گرفتند و اكيدر تن به اسيرى داد و برادر او حسّان چندان از خود دفاع كرد تا كشته آمد . كسان ديگرى نيز كه با آن دو بودند به حصن پناهيدند . خالد ، اكيدر را امان داد كه او را نخواهد كشت تا به حضور پيامبر ( ص ) بياورد مشروط بر آنكه دومة الجندل را از براى او بگشايد و او چنان كرد . و با او صلح كرد بر آن كه دو هزار شتر و هشتصد اسب [ 1 ] و چهار صد زره و چهار صد نيزه بدهد . خالد نخست گزينهيى از غنايم را براى پيامبر ( ص ) كنار نهاد . آن گاه خمس را هم جدا ساخت و بقيه را ميان ياران خود بخش كرد و به هر مرد از ايشان پنج شتر رسيد . آن گاه خالد بن وليد ، اكيدر و برادر او مصاد را كه در حصن بود با آنچه به مصالحه گرفته بود به مدينه به حضور پيامبر ( ص ) آورد . چون اكيدر را به حضور پيامبر ( ص ) آوردند هديهيى به رسول خدا ( ص ) داد و به پرداخت جزيه مصالحه كرد و خون او و برادرش محفوظ ماند و پيامبر ( ص ) هر دو را آزاد كرد و فرمود تا نامهيى نوشتند كه متضمن صلح و امان بود و پيامبر ( ص ) آن را نامه را با ناخن خود ممهور ساخت . و پيامبر ( ص ) بر نگهبانان تبوك ، عبّاد بن بشر را سر كرده قرار داده بود و او با ياران خود اطراف سپاه را پاسدارى و نگاهبانى مىكرد . و پيامبر ( ص ) بى روبارويى با دشمن در ماه رمضان از سال نهم هجرت به مدينه بازگرديد و فرمود : سپاس خداوند را بر آنچه در اين سفر اجر و مزد به ما لطف فرمود . و كسانى كه به جنگ نرفته در مدينه مانده بودند به حضور پيامبر ( ص ) آمده سوگند خوردند كه تخلّف آنان از عذر و گرفتارى بوده است . پيامبر ( ص ) عذر آنان را در پذيرفت و براى آنان طلب آمرزش فرمود و كار كعب بن مالك و دو تن
--> [ ] جونس ، ص 1000 ، و ترجمه آن به قلم اين بنده . - م . [ 1 ] . در متن كتاب هشتصد رأس است ، از شرح زرقانى بر مواهب ، ج 3 ، ص 92 ، به اسب ترجمه شد . - م .